خرید بک لینک

با وجود اینکه استاد گرامی ایمیل داده بودن که حضورغیاب میکنن و طبق قاعده 3/16 حذف میشیم بنده به خاطر پریود عزیزم امروز نرفتم و دومین غیبتمم کردم.

من نمیفمم این حضور غیابا چه معنی ای میده. اگه واقعا کلاس تاثیرگذار باشه که کسی که نمیره خب پس باید نمره امتحانش هم بد بشه، دیگه نیازی به حذف کردنش نیس! اگه هم کسی میتونه بدون اینکه بره سر کلاس نمره خوب بگیره پس بازم این حضور غیاب بی معنیه!

برچسب: نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:05

اصولا عادت دارم وقتی تو خونه تنها میشم بزنم زیر آواز، اونم با چه جدیتی 8)

مدتیست که این موقعیت واسم پیش نیومده :(

الان دو دیقه تنها شدم فقط :( فقط دوتا آهنگ تونستم همخوانی کنم -__- :((

برچسب: آواز قو,آواز قناری,آواز, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:05

یکی از چیزایی که شدیداً روش حساسم لاک زدنه. ینی اگه بزنه بیرون یا وقتی هنوز خشک نشده بماله به جایی و خراب شه انگار دنیا رو سرم خراب شده! :| :دی

برچسب: نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:05

فقط میتونم گریه کنم

دسته بازی بی سیم ایکس باکس وان الیت

برچسب: خدایا,خدایا شکرت,خدایا کمکم کن, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

بدجور عاشقش شدم...

برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

سخته که کسیو دوس داشته باشی و بترسی بش بگی. بترسی چون تجربه خوبی قبلا از گفتنش نداشتی.

نمیخوام الکی امیدوارش کنم، چون قبلا هم اینکارو کردم و بعد پشیمون شدم. چون همه چی دست من نیست.

نمیخوام اذیتش کنم.

پس مجبورم حسمو بروز ندم.

مجبورم تحمل کنم.

دلم میخواد بغلش کنم. دستاشو بگیرم. اما نمیتونم...میترسم...

برچسب: name,meaning,m, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

I will never marry my loveI will die waiting for the bellsDeath, come pull me underwaterI have nothing left to fear from hellI was gifted at the musicI was bo the day the year was newSomeone has stolen all the waterI keep the pills inside an uLord, show me my daughterShow me her before she buedWe go walking in the hallwaysNow and then a record gives a tuneSometimes we hang from our chambersBaudelaire in the afteoonThe yellow rose is a strangerThe devil’s invitation in bloomI stand looking at my chamberThere are many things upon the floorThe blade is ready for the slaughterThe Virgin Mary hangs on the doorI will arrive at death’s borderTake back the cover God has to from meI am at the river with babyHer father enters with a leapHold her head above the waterShe is pale against the streetI am the horse beneath his daughterHe is the mountain undeeath

برچسب: stop your tears aldous harding lyrics,stop your tears,stop your tears chords, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

به بهونه ی اینکه به جوشش دست نزنه دسشتو گرفتم توی دستم!! انقدر حس خوبی داشتم که میخواستم گریه کنم و بگیرمش توی بغلم!

وقتی میخاستم پیاده شم گف کاشکی میشد نری و من از شنیدن این جمله قند توی دلم آب شد!

چرا تو انقد خوبی ؟ چجوری میتونی بین اینهمه آدم عوضی انقدر خوب باشی ؟ ...

برچسب: حس خوب زندگی,حس خوب,حس خوبیه, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

فردا آخرین امتحان میان ترممه! البتـــه بماند که دوتا از استادا میان ترما رو دو قسمت کردن و دوتا امتحان دیگه هم بعدا باید بدم باز! و ضمن اینکه 14ام هم درس بسیاااار زیبای اخلاق اسلامی رو باید امتحان بدم! -__-

و البته تکلیف الگوریتم، که تا جمعه شب وقت داره -__-

برای رسیدن به موفقیت باید سختی کشید..!

برچسب: الفاتحة,الفاتحه مكرره للاطفال,الفاتحه على روح الميت, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

بالاخره این امتحانای کوفتی تموم شدن و خداااروشکر خووب تموم شدن! مخصوصا امتحان دیروزم. با اینکه اول کار که اومدم هر سوالیو حل کنم بلد نبودم و رفتم بعدی و استرس گرفتم :))) اما بعد که روش فکر کردم همشو نوشتم، امیدوارم که نمره کاملو بگیرم. بعدش هم رفتیم با رفیق جان اسلایدر خریدیم و خوردیم. خیلی خوشمزه بود. البته هرچی من گفتم 2 تا بسمونه گوش نکرد و 3 تا خرید و هیچکدوممون نتونسیم سومیو بخوریم :)) خوابیده بودیم روی چمنا، باد میومد میخورد به درختا، آرامشی عجیبی داشت. هوا هم خیلی خوب بود. ^____^ برگشتنه توی ماشین تو فکر بودم هی میگف چته میگفتم هیچی. تا رسیدیم و پارک کرد، ازم پرسید به چی فک میکنی، هی میخواستم نگم، هی سوال کرد جواب دادم، بعد گف یه چیزایی حدس زدم. - میخوای رابطه رو تموم کنی؟ دوس پسر داری؟! - نه احمق :| چقد خری تو. - دوسم داری ؟ - آره ... ولی میترسم. با هم حرف زدیم و گفت هر تصمیمی بگیری ما بازم دوستای خوبی هستیم با هم. حالا خیالم خیلی راحت تر شده هوووف...

برچسب: i took a pill in ibiza,itunes,i think therefore i am, نویسنده: سپیده موسوی‌پور تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 14:04

صفحه بندی